لسان الملك سپهر
21
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ظهور عدنان چهار هزار و هشتصد و بيست و يك سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » عدنان پسر ادد است ، ذكر نسب شريف او را تا ادد در خاتمهء قصّهء اسماعيل بن ابراهيم عليهما السلام مرقوم داشتيم و نام مادر او بلهاست كه نسب با يعرب بن قحطان رساند . آثار رشد و شهامت و فروغ بسالت و نبالت در ايام كودكى از جبين مباركش مطالعه مىشد و كاهنان عهد و منجمين ايام بازمىگفتند كه از نسل وى شخصى باديد آيد كه جن و انس را در چنبر طاعت فروگيرد ، و از اين روى جنابش را دشمنان فراوان بود چنان كه وقتى در بيابان شام هشتاد ( 80 ) تن سوار دلير او را تنها يافتند و به قصد وى شتافتند . عدنان اسب برانگيخت و با آن جمله پيكار كرد چندان كه اسبش كشته شد و همچنان پياده با آن جماعت به طعن و ضرب مشغول بود تا خود را به دامان كوهى كشيد و اعادى از دنبال وى همى حمله بردند و اسب مىتاختند ناگاه دستى از كوه بدر شده ، گريبان عدنان را بگرفت و بر تيغ كوه كشيد و بانگى مهيب از قلّهء كوه به زير آمد كه دشمنان عدنان از بيم جان بدادند و اين نيز از معجزات پيغمبر آخر زمان صلّى اللّه عليه و آله بود . على الجمله عدنان چون به حد رشد و تميز رسيد مهتر عرب و سيّد سلسله و قبلهء قبيله آمد چنان كه ساكنين بطحا و سكّان يثرب و قبايل برّ حكم او را مطيع و منقاد بودند . چون بختنصر - كه ذكر حالش مرقوم شد - از فتح بيت المقدس بپرداخت تسخير بلاد و اقوام عرب را تصميم داد ، و عدنان چون از عزيمت وى آگهى يافت ، كس فرستاده در بنى قحطان بن عابر و بنى جرهم بن يقطان چندان كه
--> ( 1 ) . برابر ص 319 جلد اول از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .